مرتضى راوندى

253

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

سئوالهائى كه از غزالى شده است از امام محمد غزالى خواسته‌اند كه اسرار و دقايق هر دين و مذهب و روح عقايد هر طايفه را بىپروا بيان نمايد : تو چگونه خود را از پيچ‌وخمهاى اديان و مذاهب عالم نجات دادى و به چه وسيله خود را از حضيض تقليد به اوج تحقيق كشيدى و بالاخره از آن همهء تحقيق به چه نتيجه رسيدى و چه حاصلى از كار درآوردى ؟ نخستين‌بار از فنّ كلام چه سود برگرفتى و دوم مرحله از طريق تعليميّه ( يعنى باطنيّه ، زيرا خود غزّالى در جاهاى ديگر از همين كتاب اصطلاح تعليميّه را در مورد فرقهء باطنيّه به كار برده است ) كه در درك حقايق جمود بر تقليد امام ناطق دارند چه فهميدى و سوم‌بار مقام فلسفه و تفلسف را كه بدان رسيده بودى چرا از نظر افكندى و آن را به دور انداختى و آخر كار چرا رشتهء تصوّف را پسنديدى و آن را از همهء اهواء و عقايد برگزيدى ؟ از حقايق آراء و عقايد مختلف كه بشر بدانها پاىبند است چه دريافتى و درنتيجه بازرسى به حقايق مذاهب چه نوع مطالبى بر تو كشف شد ؟ چه شد كه با آن‌همه طالبان علم و مسيقيدان كه در بغداد داشتى از تدريس و نشر علوم و معارف سرباز زدى و نيز پس از آنكه مدتّها دست از تعليم و تدريس برداشته بودى چرا دوباره به نيشابور برگشتى و به‌تدريس نشستى ؟ اين بود خلاصهء آنچه از غزّالى پرسيده بودند . ترتيب سؤالها ، مراحل سيروسلوك و تحوّلات فكرى غزّالى را نشان مىدهد و معلوم مىسازد كه غزّالى نخست مردى متكلّم بوده و آخر كار صوفى شده و در اين ميانه مراحل تعليميّه و فيلسوفى را پيموده است . پاسخهاى غزّالى غزالى در جواب پرسشها مىفرمايد : اختلاف مردم در اديان و علل اختلاف امّم و اقوام عالم در مذاهب با آنهمه تفاوت و تباينى كه ميان طرق و مسالك آنها وجود دارد دريايى است ژرف و بىپايان كه جويندگان بسيار در آن غرق شدند و كمتر كسى جان به سلامت دربرد . درين ورطه كشتى فرو شد هزار * نيامد از آن تخته‌يى بر كنار هر فرقه‌يى تنها خود را ناجى و ديگران را گمراه و هالك مىداند كلّ حزب بمالديهم فرحون . اينكه پيغمبر اكرم صلوات اللّه عليه فرمود ( ستفتّرق امّتى على الف و سبعين فرقة و النّاجية منهم واحدة ) راست آمد و كم‌كم صورت واقع به خود گرفت .